close
تبلیغات در اینترنت
هرچه می خواهد دل تنگت...

سلاااااام به همه...

ترم ۲ هم خیییلی زود تموم شد،سریعتر از اون چیزی که فکرشو میکردیم... این ترم یه کوچولو با ترم قبلی متفاوت بود...

الان که دیگه ترم دو داره نفسهای آخرشو میکشه...

من از همتون میخام،توی قسمت نظرات این پست... هرچی که توی دلتونه بنویسید،اگه حرفی،چیزی هست...همه رو بنویسید...

هر کی ام حرف خاصی نداره،فقط یه جمله یا یه بیت شعر بنویسه...

البته میدونم الان امتحان و درس و... هممونو درگیر کرده. ولی لطفا تا ۳۰ تیر دیگه همه حرفهاشونو بنویسن...میخام از هرکسی یه یادگاری کوچیک از ترم ۲ داشته باشیم...

ممنون...

و... موفق باشین:)




بازدید : 63
[ جمعه 30 خرداد 1393 ] [ 15:8 ] [ نویسنده : فاطمه عطایی ] | نظرات ()
مطالب متفرقه
نظر بدهید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
این نظر توسط مریم در تاریخ 1393/4/12 و 8:03 دقیقه ارسال شده است

خب بچه ها این ترمم گذشت و کلی هم بهم خوش گذشت،من که فردا امتحانام تموم میشه شاید دیگه همدیگه روندیدیم پس عاجزانه ازتون میخوام حلالم کنید.دوستای عزیز ترم قبلی واسم پر از تجربه های تاره و خوب بود این ترم هم همینطور والبته اصلا باورم نمیشه که به این سرعت 1 سال ازدانشگاه گذشت!سعی کنید همیشه هر جا که هستین نیمه ی پرلیوانوببینید و از لحظه لحظه ی وقتتون استفاده کنید و البته برای شاد بودن و شاد کردن دیگران تلاش کنید (من که خودم به هیچکدوم از توصیه هام عمل نکردم هنوز) از هم کلاسیای روزه دار و روزه خوار خواهش میکنم منو خیلی خیلی دعا کنید،این پول جزوه ها رو خواهشا حساب کنید خسته شدم از بس گفتم و توجه نکردین راسی داشت یادم میرفت ازهمه ی بچه ها یی که این ترم با تهیه ی جزوه و راهنمایی هاشون کمکم کردن خیلییییی ممنونم
پاسخ : موفق باشی مریم جونم...
ایشالا که میمونی پیشمون:-)

این نظر توسط tasnim در تاریخ 1393/4/9 و 13:09 دقیقه ارسال شده است

یه خاطره اندر احوالات خوابگاه
یکی از دوستان از فرط گرسنگی مفرط ، ایده ی طاقت فرسای درست کردن نیمرو به ذهنش میرسه ، ماهی تابه رو رو گاز میذاره ، بعدشم روغن میریزه، تخم مرغ رو برمیداره میشکنه محتویات رو داخل سینک قشنگ ظرفشویی میریزه و پوسته ها رو در روغن . به به عجب غذایی جای خودمو خودتون خالی

این نظر توسط yasaman.b در تاریخ 1393/4/9 و 11:01 دقیقه ارسال شده است

ای بابا بچه هااااااا بیخیااااااااال اخه تاریخ امتحانا که تموم شدا رفت امتحانامونم داره تموم میشه اخ جووووووووووون

بعدشم هیچ کسی مقصر نی همه باهم باید مینوشتیم ....
تازشم اینقد سخت نگیرید دیگه درباره چیزا خوب بگین خخخخ
بچه ها یه چیزی سر افطار واسه من و خ مطلایی هم دعا کنید ماها بمونیم ااا راسی واسه ی اقای عنایتم دعا کنید هممون بمونیم خخخخ
دیگه دعوا هم نمیکنیداااا بیخیال واقعا
بیاین از ترم بعد گروه بذاریم جزوه نویسی تازشم باهم بهتر باشیم جوری بشه که رو هم کلاسیتون غیرت داشته باشیدا و طوری بشه که واقعا شب خواستین بخوابین ته دلتون بگید اخ جون فردا میرم یونی دوستاما میبینم چون خیلی زود جوونیمون میگذره بهترین دوران زندگیمون الانه هاااا کاشکی منم بمونم
پس دعا فراموش نشه هااااا باشه؟!
پاسخ : مییییییییرررررررررررر عنایت
پاسخ : ررررررررررررررررررررررررررررررررررر

این نظر توسط niloofar در تاریخ 1393/4/9 و 2:51 دقیقه ارسال شده است

خیلی خوشحالم که جو وبلاگ دوباره خوب شد!
دوستان با هم دوس باشید

ی جیز دیگه
من اعتراض دارم
چرا اینقدر امتحاناتون زود تموم میشه؟؟؟ (شکلک عصبانی)


همگی موفق باشید
پاسخ : 1-تو اینجا چیکار میکنی؟
2-اتفاقن من میخاسم بپرسم،چرا شما و پرستاری اینقد دیر تموم میشه امتحاناتتون عایا؟؟؟
3- تو ام موفق باشی:-)

این نظر توسط محمدرضا در تاریخ 1393/4/9 و 0:07 دقیقه ارسال شده است

خوبه کلی توضیح دادم که نظرات جمع مد نظر بوده و نظر فرد مهم نبوده اتفاقا نظر نفر اول کلاس بر این بود که امتحانات تا 19 تیر ادامه داشته باشه ...

این نظر توسط محمدرضا در تاریخ 1393/4/8 و 23:40 دقیقه ارسال شده است

علی آقا :

1. من به 13 روزی شما خرده نگرفتم فقط گفتم مد نظر بوده

2. بله ممکنه در زمان کم نمره خوب گرفت اما چنین نمره ای بازدهی نداره و این مطالب خیلی سریع فراموش میشه ؛ یعنی نمره ی بی ثمر ، زمان بیشتر برای نمره ی بهتر و از همه مهم تر ثمره ی بهتر هست .

3. در مورد همه کلاس یک نفر نیست درسته اما این موضوع هم هست که در کنکور هم نظر و انتخاب رشته ی نفر اول کنکور جلوتر از بقیه سنجیده میشه ؛ اینجا هم همین جور
پاسخ : شما به فکر بازدهی درس های تخصصی تر باش...
شاید موضوع نفر اول برای تو مهم باشه ولی من دیگه در این مورد بحث نمیکنم.
پاسخ : این حرفت ( در کنکور هم نظر و انتخاب رشته...) گزافه ی مطلقه.اینجا دیگه قانون سازمان سنجش مهم نیست اینجا نظر ««جمع»» مهمه و قانون هم اونیه که همه میگن

این نظر توسط محمدرضا در تاریخ 1393/4/8 و 23:27 دقیقه ارسال شده است

من فکر میکنم همه ی بچه ها دخیل بودند ، نه این که من فقط بنویسم ؛ اما خب فکر میکنم یکسری نظر خاصی نداشتن 1. نظر تمام پسرا مد نظر قرار گرفت ،2. نظر دختر ها هم اگه یادتون باشه یک برنانه پیشنهادی رو خانم برزگران بردند خوابگاه اما پیشنهاد خاصی از اون سمت نیومد و با توجه به اینکه آقای حقوقی برنامه رو میخواستند من همین برنامه رو به خانم رادنژاد دادم و گفتم که ببینند دختر ها هم رضایت دارند یا نه که این برنامه مورد موافقت قرار گرفت و من به آقای حقوقی دادم . من این موضوع رو من باب این گفتم که 1. به خاطر همین برداشت شما و 2. به گوشم رسید افرادی که نظرشون در طرح برنامه دخیل بوده یک مقدار احساس نارضایتی داشتند و میخواستم بگم که این برنامه یک طرفه نبوده و من فقط مسئول هماهنگی رو داشتم .
پاسخ : 1.برنامه رو من به آ.حقوقی دادم (اینو میگم که بدونی همه چی درست یادت نیست)
2.فک نمیکنم کسی برداشت بهتر و خوش بینانه تری از حرفای تو داشته باشه
3.وقتی میگی مسئول هماهنگی بودی پس چرا امتحانای بچه های مهمان با امتجانای خودمون خورد به هم؟
پاسخ : و باید بگم که دیگه توی این پست بحث نکن چون هدفش چیز دیگه ایـــــــــــــــه!

این نظر توسط وحید در تاریخ 1393/4/8 و 23:15 دقیقه ارسال شده است

و اما فامیل خودم
من خوشنمای بهرامی
پدر خوشنما بهرامی
پاسخ : سید وحید خوشنمای بهرامی

این نظر توسط محمدرضا در تاریخ 1393/4/8 و 20:36 دقیقه ارسال شده است

خیلی جالب بود ؛ علی آقا به نظر من آدم باید برای کوچک ترین اتفاقات زندگی هم شاد و هیجان زده بشه .... من فکر میکنم قشنگ ترین و به یاد ماندنی ترین لحظات زندگی ،همین لحظاته... ( مثل اون قیافه ی من بعد از اینکه بیو عملی 8 گرفتم ، فکر کنم به تاریخ پیوست )
منم باید بگم که ...... خب من فقط اینجا عذرخواهی میکنم ...
عذرخواهی میکنم از دوستانی که مخالف «برنامه ی امتحانی »بودند ؛ من یکسری توضیح در موردش میدم :



1. 7 درس بود که 2 درس انقلاب و اندیشه رو گروه معارف زمانش رو تعیین میکنه ؛ پس 5 درس رو میتونستیم خودمون زمانش رو تعیین کنیم




2. 5 تا 7 تیر کنکور بود که نمیشد درسی رو اون موقع گذاشت



3. بچه های خوابگاهی یا کل پسرا اصرار میکردند که امتحانات زود تموم بشه و میگفتند نهایتا 13 تیر تموم شه



4.هر کسی متناسب یک نمره خاص وقت میذاره ؛ کسی که برای پاس شدن درس میخونه یا برای 16 ، 17 مسلما وقت کمتری نسبت به کسی که برای 20 میخونه میذاره ؛ پس نظر نفر اول کلاس خیلی مهمه



5. پسرا میگفتن بهداشت و جامعه آسونه و یک روز براش کافیه و اندیشه هم وقت نمیخواد اما نظر خانم رادنژاد بر این بود که برای بهداشت و جامعه 2 روز بذاریم ؛ خب من برنامه ریزی کردم تا بتونم رضایت نسبی رو برای دوستان فراهم کنم برای همین برای متابولیسم وقت کمتری گذاشتم .



6. من خودم موافق این برنامه نبودم و دوست داشتم تا 23 تیر امتحانا ادامه داشته باشه و راحت امتحانامونا بدیم ... امیدوارم دوستان ناراضی عذر منا بپذیرند .
اذان شد روزه هاتون قبول .... خب من برم که دیگه داره .....
پاسخ : من برعکس شما فکر میکنم. همه ی بچه ها باید توی نوشتن برنامه شرکت کنند. و نظر همه مهم و محترمه. اشتباه اینجا بود که همه دخالت نداشتن... شاید بهتر بود اگه یکی دو جلسه،تمامی بچه های کلاس وقت میذاشتن و نظرشونو میگفتن...امیدوارم واسه ترم بعد مد نظر قرار بگیره...
درمورد فاصله بین امتحاناتم خداییش نمیشد تعیین کرد ... مثلا همین میکروب اگه به جای سه روز 4 روز وقت داشت مسلما نتایج بهتر میشد...


به هر حال ماه رمضون هم بود و نمیشد تا 23 ام خودمونو درگیر کنیم...
نهایتا باید بگم دیگه هرچی بود گذشت...بهتره به ترم بعد فکر کنیم.
پاسخ : دوستان همگی التماس دعا...
به شدت به دعای تک تکتون محتاجم...
پاسخ : یه کمی بهتر فک کن و بیخود جانب داری نکن.من اگه میخواستم شاد نباشیم این شوخیو نمی کردم
پاسخ : در ضمن شمایی که داری به 13 روزی که من گفتم خرده میگیری باید یه کمی از منطقت «هم» استفاده کنی و بدونی که همه کلاس یک نفر نیست و اگه کسی بخواد نمره خوب بگیره توی همون زمان کم هم میتونه.





پاسخ : البته خانم رادنژاد-->این حرفایی که زدم فقط در جواب محمدرضا بود و امیدوارم شما ناراحت نشید

این نظر توسط Parifar Radnezhad در تاریخ 1393/4/8 و 14:29 دقیقه ارسال شده است

گفتم برای یادگاری، موضوع جالبی که تازگی بهش پی بردمو بنویسم؛ ببینید، آقای بهرامی فامیل منو با فاصله نوشتن؛ البته بازم دیدم که بعضی از بچه ها فاصله میذارن ولی من خودم همیشه بدون فاصله می نویسم؛ برام سوال بود که چرا بعضیا فاصله میذارن که بعد از دیدن نظر آقای بهرامی به خودم شک کردم و رفتم سراغ شناسنامم؛ طبق چیزی که انتظار داشتم فامیلم بدون فاصله نوشته شده بود ولی وقتی شناسنامه پدرمو دیدم خشکم زد؛
.
.
.
مال بابام فاصله داشت.فک کنم حالا دیگه میشه به هر دو صورت فامیلمو نوشت؛
«رادنژاد» یا «راد نژاد»




پاسخ : چه جالب،اتفاقا منم تا چهارم دبیرستان فکر میکردم فامیلم عطایی هستش،ولی توی شناسنامم که دیدم عطائی بود...
فک کن... تا موقه کنکور اصن با املای فامیلم توجهی نداشتم...
پاسخ : خانم رادنژاد,کلید اسرار نیست که اینقدر هیجانش میدین که




.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بخار نیرو