close
تبلیغات در اینترنت
لیلی نام تمام دختران روی زمین است...(9)

اسب سرکش در سینه ی لیلی

لیلی گفت : موهایم مشکی است مثل شب، حلقه حلقه ومواج، دلت توی حلقه های موی من است.

نمی خواهی دلت را آزاد کنی؟ نمی خواهی موج گیسوی لیلی را ببینی؟

مجنون دست کشید به شاخه ی آشفته بید وگفت: نه نمی خواهم، گیسوی مواج لیلی را نمی خواهم، دلم را هم.

لیلی گفت: چشمهایم جام شیشه ای عسل است است، شیرین.نمی خواهی عکست را در جام عسل ببینی؟ شیرینی لیلی را؟

مجنون چشمهایش را بست و گفت: هزار سال است عکسم ته جام شوکران است، تلخ، تلخی مجنون را تاب می آوری؟

لیلی گفت: لبخندم خرمای رسیده ی نخلستان است. خرما طعم تنهایی را عوض می کند، نمی خواهی خرما بچینی؟

مجنون خاری در دهانش گذاشت و گفت: من خار را دوستتر دارم.

لیلی گفت: دستهایم پل است، پلی که مرا به تو می رساند. بیا و از این پل بگذر.

مجنون گفت : من از پل گذشته ام آنکه می پرد دیگر به پل نیازی ندارد.

لیلی گفت: قلبم اسب سرکش عربی است، بی سوار و بی افسار،عنانش را خدا بریده، این اسب را با خودت می بری؟

مجنون هیچ نگفت؛ لیلی که نگاه کرد، مجنون دیگر نبود؛ تنها شیهه ی اسبی بود و رد پایی بر شن.

لیلی دست بر سینه اش گذاشت ، صدای تاختن آمد، اسب سرکش اما در سینه ی لیلی نبود.




درباره : لیلی نام تمام دختران روی زمین است... ,
بازدید : 11
[ جمعه 02 خرداد 1393 ] [ 14:51 ] [ نویسنده : فاطمه عطایی ] | نظرات ()
نظر بدهید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
این نظر توسط fateme در تاریخ 1393/3/2 و 14:54 دقیقه ارسال شده است

مجنون هیچ نگفت؛ لیلی که نگاه کرد، مجنون دیگر نبود؛ تنها شیهه ی اسبی بود و رد پایی بر شن.

لیلی دست بر سینه اش گذاشت ، صدای تاختن آمد، اسب سرکش اما در سینه ی لیلی نبود.







.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بخار نیرو